توصیه های یک نتورکر ناموفق

من میلاد هستم، یک نتوکر ناموفق

یک نتورکر که هیچ وقت بازاریابی شبکه ای را اصولی کار نکردم و هیچ موفقیتی در نتورک کسب نکردم به جز تجربه. در این مطلب قصد دارم تا دلایل عدم موفقیت خودم را در نتورک بررسی کنم و امیدوارم که باعث پیشرفت و موفقیت حتی یک نفر شود.

من از دوران نوجوانی با نتورک آشنا شدم، البته سنم به اندازه ای نبود که در نتورک هایی مثل گلد کوئست یا نتورک های سرمایه گذاری که زمانی تب داغی در ایران داشتند فعالیت کنم، اما با افراد زیادی که در این نتورک ها تجربه های زیادی داشتند در ارتباط بودم از تجربه های آن ها شنیده ام. از تجربه ی افرادی که به قول خودشان نتورک را از زمین های خاکی شروع کرده اند. اولین نتورکی که دعوت به کار شدم از جانب دوستانم شرکت زندگی بهتر بود که با بسیاری ایده های جالب و تازه برای پاک کردن خاطرات بد و خوب گلدکوئست ها شروع به کار کرده بود و در نوع خود بنیان گذار فرهنگی جدید در صنعت نتورک ایران بود. زندگی بهتر با انتخاب بازار و محصولاتی که در زندگی روز مره ی تقریباً تمامی خانواده ها قابل استفاده بود، امید های زیادی برای نتورکر ها ایجاد کرده بود. به خاطر دارم که تازه دوران دبیرستان را تمام کرده بودم و از ورود به دانشگاه هم باز مانده و به دنبال راهی سریع برای رسیدن به زندگی رویایی که نوجوان بودم. توسط دوستانم که از اولین افرادی بودند که در زندگی بهتر شروع به کار کرده بودند، دعوت شدم تا کار را برایم توضیح دهند. در همان روز ثبت جایگاه کردم و اولین خرید خود را انجام دادم. بعید می دانم نوشتن لیست افراد که اولین قدم بعد از خرید بود و آموزش های اولیه بیشتر از یک روز دیگر زمان برده باشد. از میان افراد لیست افراد اولین نفر ها برای معرفی کار توسط لیدر انتخاب شد و من خوشحال بودم که من قرار نیست در این جلسه هیچ صحبتی کنم و نظاره گر باشم چون تجربه ی کافی در پرزنت کردن را ندارم. دعوت به کار ها انجام شد و مسئولیت پیگیری آنها به من واگذار شد. به یاد دارم که دو سه نفری از دوستان دبیرستانم به دلیل رابطه ی دوستیمان ثبت جایگاه کردند و اولین خرید های زیر مجموعه های من انجام شد. اما چیزی نگذشت که شکست ها شروع شد. عدم پاسخ گویی از همان دوستان خرید کرده و جایگاه زده تا مواجهه با خیل عظیمی از مخالفت های اطرافیانم که نه تنها دعوت های من را قبول نمی کردند، بلکه به من هم توصیه می کردند که به این فعالیت ادامه ندهم. مدتی به شرکت در جلسه های شرکت و مجموعه ای که من در آن بودم در دفتر جدید شرکت زندگی بهتر در ساختمان سمرقند ادامه دادم، اما شاید تنها برای وقت گذرانی یا ترس از اعلام شکست و ترس از صحبت راجع به موانع ذهنی خودم به این جلسات می رفتم. بعد از مدتی بهانه ی خوبی به نام خدمت به دست آوردم و دیگر در همان جلسه ها هم شرکت نکردم.

چند سالی به دور از نتورک بودم و نتورک هم به طور کلی فعالیت زیادی در ایران نداشت تا اینکه اخبار از شروع فعالیت چند شرکت نتورک به صورت قانونی حکایت کرد. صنعت نتورک در شرف شروعی دوباره و قوی تر و قانونی در ایران بود و اخباری می رسید که خیلی از نتورکر های قدیمی را ذوق زده کرده بود.

مجددا توسط همان افرادی که نتورک را از زمین های خاکی شروع کرده بودند به شروع کار در یکی از همین شرکت ها به نام پنبه ریز دعوت شدم و شاید درست به خاطر نداشته باشم، جز این احساس ها بسیار نسبت به نتورک بد بین بودم و این صنعت را کاری بیهوده می دیدم. من که بعد از خدمت شغل ها و حرفه هایی رو تجربه کرده بودم دلیلی برای شروع نتورک نداشتم اما خوب نتورک هم مثل خیلی چیز های دیگر می تواند از بیرون خیلی جذاب باشد. با حسی دوگانه شروع به کار در پنبه ریز کردم و بعد از ثبت جایگاه و لیست افراد همان تجربه ی قبلی در حال تکرار شدن برای من بود. شاید قابل حدس باشد که فعالیت من در پنبه ریز نیز به درازا نکشید و این بار بدون حتی یک نفر زیر مجموعه به فعالیت خودم پایان دادم تا این حسرت همیشه به دل این شرکت بماند!

الان که در حال نوشتن این مطلب هستم تفکرات متفاوتی نسبت به نتورک دارم. می توانم گاها دلایل عدم موفقیت خودم را در درون خودم جستوجو و تحلیل کنم.

به نظر من نتورک ابزاری برای پول دار شدن و کسب کار نیست و بیشتر به نوعی فلسفه و ایدئولوژی برای هر کسب کاری است.

احتمالا شما هم این جمله هارا شنیده اید:

(( نتورک راهی برای سریعتر پول دار شدن ))

(( نتورک راهی برای داشتن کسب و کاری شخصی ))

اما نظر من این است که نتورک برای سریع پول دار شدن افراد ساخته نشده، بلکه برای مستمر پول دار کردن آدم ها درست شده و برای ایجاد استمرار در درآمد آدم ها. قرار است با هر یک قدم تلاش یک قدم پیشرفت قابل مشاهده باشد. قرار است استمرار، پایستگی و صبوری را به ما هدیه دهد. این فلسفه می تواند تلاش برای تک تک مشتری ها را به ما آموزش دهد. می تواند به ما آموزش دهد که با خرید اولین مشتری ما به مقصد نرسیده ایم و با خرید نکردن دومین مشتری ما شکست نخورده ایم.

متاسفانه در نتورک هم به مانند خیلی چیز های دیگر انتقال اطلاعات به صورتی کاملاً سلیقه ای بین افراد منتقل می شود. یاد می گیریم قبل از اینکه ارزش هر مشتری را بفهمیم به او به عنوان پتانسیلی برای اضافه شدن به مجموعه ی خود نگاه کنیم و قبل از تبلیغ محصول پلن درآمد زایی را توضیح دهیم یا دلیل بهتر بودن یک شرکت را پلنی سودده تر بدانیم.

از اولین روزی که با نتورک آشنا شدم تعجیل عنصری جدا نشدنی از تمامی فعالیت ها و آموزش ها و پیگیری ها برای من بوده. اما امروز اگر بخواهم مجدداً در صنعت نتورک کار کنم اولین چیزی که تمرین خواهم کرد عجله نکردن خواهد بود. ما قبل از اینکه یاد بگیریم به چه دلایلی نتورک کار کنیم، یاد می گیریم که لیست افراد بنویسیم و با خودکار های رنگی یا علامت های متفاوت لیست افراد را ارزش دهی، قضاوت یا رتبه بندی کنیم. قبل از اینکه محصولات را کامل بشناسیم، بازار هدف محصولات شرکت را بیابیم و با تیم آشنا شویم، یاد می گیریم که فروش بیشتر و سریعتر و موفقیت زودتر به دست آوریم. قبل از اینکه جایگاه خود را در شرکت بیابیم به دنبال جایگاه لیدر خود هستیم.

تکرار جملاتی مثل “شما در حال ساختن کسب کار خود هستید”، “شما در حال انجام شغلی هستید که خود تصمیم گیرنده اید” و “ساعت کاری را خودتان تعیین می کنید”! چندین نفر از کسانی که این مطلب را می خوانند بابت دیر رسیدن به جلسه ی هفتگی ( حتی برای ۲ دقیقه در شهری مثل تهران ) یا دیر تماس گرفتن با ۵ نفر امروزشان از سوی لیدر خود بازخواست شده اند!

شما درگیر گوش دادن به حرف ها و دستورات لیدری هستید که خود به دستورات لیدرش گوش می دهد و آن لیدر همینطور تا به کمپانی برسد. شما تنها نیاز دارید که به حرف های مشتری هایتان گوش دهید و از تجربه افرادی که قبل از شما وارد این صنعت شده اند کتابچه ای آموزشی برای خود درست کنید. تغییر نام مدیری که ساعت ۹ صبح تا ۵ بعد از ظهر در شرکتی که شغل اول شماست، به لیدر یا پشتیبان در نتورکی که شغل دوم شما است باعث نمی شود که شما کسب و کار خود را بسازید، بلکه باید با تمام وجود کسب و کار خودتان را بسازید. همان گونه که آموزش ها و توصیه افراد قدیمی تر،حتی با سابقه یک روز بیشتر، می تواند برای شما مفید باشد و آزادی عمل خود شما و شناخت عمیق از خودتان است که می تواند به معنای واقعی کسب و کار شمارا برایتان بسازد. نیاز اصلی شما به افراد بالا سری تان نیست، البته که برای یاد گیری این شغل به آموزش افرادی که قبل از شما وارد این بازار شده اند نیاز دارید، اما نیاز اصلی شما برای بقا در این بازار، اول از همه مشتری های شما و بعد افراد زیر مجموعه ی شما هستند. پس اگر من بخواهم مجدد در این صنعت کار کنم به جای اینکه بیشتر برنامه هایم را با لیدرم هماهنگ کنم، با زیر مجموعه ای هایم و مشتری هایم هماهنگ خواهم کرد.

نتورک کسب و کاری کاملا گروهی است و من نمی توانم تنها با انجام توصیه های یک فرد و تکیه بر توانایی های خودم به تنهایی موفقیتی کسب کنم. قدرت شنیدن و شنونده بودن از مهمترین مهارت هایست که باید در نتورک آموزش داده شود. محدود بودن به توصیه های لیدر ها تنها شما را از بروکراسی های سنتی به بروکراسی های نتورک ایرانی منتقل می کند.

محدود بودن به پروسه های تعیین شده توسط لیدر ها همان اندازه که می تواند به ما کمک کند هم محدودیت هایی را برای ما به همراه خواهد داشت. پروسه هایی نظیر دعوت به کار، پیکیری، آموزش، شروع به فروش و انواع این روند ها که نسبت به سلیقه هر لیدری و در هر شرکتی متفاوت است. در نتورک ما باید هر روز در حال یاد گیری باشیم، باید هر روز مشغول فروش باشیم. در نتورک هر روز باید در حال آموزش باشیم، هر روز باید در حال پیگری باشیم، هر روز باید به محصولی که می فروشیم باور داشته باشیم و هر روز باید عجله نکنیم.

من در پایان این مطلب مهمترین دلایل عدم موفقیت خودم را اینگونه می بینم:

عجله کردن، عدم شناخت نسبت به بازار و صنعت نتورک، عدم مطالعه درباره ی نتورک، نداشتن توانایی در شنونده بودن، امید بستن تنها به تجربیات دیگران.

 

نوشته میلاد قوامپوری

منبع : https://goo.gl/ZoAQGB

 

در پایان به شما توصیه میکنیم مقاله ی تیم شما به کدام طرف نزدیک تر است؟! و مقاله ی حقایقی در مورد بازاریابی شبکه ای که شاید به مزاجتان خوش نیاید ! را نیز مطالعه کنید .

این مطلب چقدر مفید بود؟

روی ستاره ها کلیک کنید و به این مطلب امتیاز دهید

میانگین امتیاز / 5. تعداد آرا :

بازدیدها: 1031

پست های مرتبط

دیدگاه خود را بنویسید

معادله ی امنیتی *